تبليغاتX
کج نوشته - من و زندگی بی اضلاع

کج نوشته

نوشتن انفجار قلب است در سکوت

 

 

سرگرمشان بودم .... بازیچه هایی کوچک و خرد که در ذهنم بزرگ مینمود.

 نه ذهنم اشتباه نمیکرد ، تنها جرمش کوچکیش بود.

نمیدانستم دستت در دستم نیست،

نمیدانستم چندیست دستت را رها کردم و خود مانده ام روی نقاله ی زمان و بی هدف جلو میروم ،

 تو نبودی و آنچنان بازیچه ها مرا مشغول کرده بودند که حتی توان دیدنت را نداشتم ،

نمیدانم دقیقا دست تو را کجا رها کردم ، میبینی زندگی حتی نتوانستم دقیق تخمین بزنم! ... 

اینبار میتوانم دقیق تخمین بزنم کی دستت را گرفتم !

 و حال میدانم که بی درنگ بی اضلاعی تو را میخواهم!

 دستت را گرفته ام و تو را با خود خواهم برد آنجا که باید باشیم ،

محکم بچسب

مشغول جمع کردن چرخ ها هستم ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:47  توسط مهرنوش  |